تبلیغات
اندیشه - اسامی دشمنان خدا در قرآن

اندیشه

اسامی دشمنان خدا در قرآن
موضوع:
جمعه 20 اسفند 1389 07:04 ب.ظ

قرآن حکیم

اهمیت و جایگاه دشمن شناسی در قرآن

در قرآن به انواع دشمنان اشاره شده است . از این رو، هر دسته از دشمنان دارای خصوصیاتی منحصر به فرد می باشند و راهکارهای مبارزه مختص به خودرا نیزدارند . 

 جایگاه شناخت دشمن در قرآن

شناخت دشمن نقش مهم و اساسی در رویارویی انسان با دشمنان دارد ، چرا که ، اگر توان انسان در رویارویی بسیار باشد ولی اطلاعات کافی را در دست نداشته باشد شکست خواهد خورد.

نظر به این که قرآن هم جامعیت دارد و هم جاودانگی، در می یابیم که هیچ موضوع مهمی در راستای هدایت انسان نیست که در قرآن از آن صحبت نشده باشد به خصوص موضوع مهمی همچون ساختار جامعه اسلامی و عواملی که به طور مثبت یا منفی در ساختار آن موثر است .

با تأملی دقیق در آیات خواهیم یافت که تا چه اندازه قرآن کریم نسبت به « شناساندن دشمن » حساسیت نشان داده است ; به طوری که بیش از هزار و پانصد آیه از آیات قرآن پیرامون دشمن شناسی است.

قرآن کریم چهار گروه از دشمنان را نام برده است :

« شیطان و همراهان او» (دشمن ایمانی )، « کفار» ، « برخی از اهل کتاب خصوصا یهودیان » و « منافقین » .(دشمنان سیاسی)

 

واژه های کلیدی مرتبط به شناخت دشمن در قرآن

الف- عدو: در قاموس قرآن «عدو» به معنای دشمن است; آن هم دشمنی که هم در دل با انسان عداوت دارد و هم در ظاهر مطابق آن رفتار می کنند. به طور کلی، دو نوع دشمن وجود دارد: یکی آن که یک شخص به فرد دیگر عداوت دارد همراه با انگیزه عداوت و دشمنی .

دیگری این که فرد با قصد و انگیزه عداوت نباشد بلکه دارای حالتی است که فرد مقابل از آن اذیت می شود.

ب- مکر: به معنی خدعه و نیرنگ است .

ج- کید: به مفهوم حیله و نیرنگ، فریب دادن و کوشش کردن است. از این جهت، به جنگ «کید» گفته می شود. کید در هیچ زمانی بدون تامل و اندیشیدن به کار گرفته نمی شود.

د- خدع: به معنی فریب دادن و قصد بدی نسبت به دیگران داشتن است به گونه ای که از دید طرف مقابل پنهان باشد.

هـ. نفاق: به مفهوم مخفی کردن ، کفر و تظاهر به ایمان است. منافق کسی است که با روش مرموز در جامعه نفوذ کند و از طریق دیگر فرار کند.

انواع دشمن از نگاه قرآن می پردازیم:

1- دشمن ایمانی (شیطان و همراهان او)

 شیطان از ماده « شطن » به معنای فاصله گیرنده و دور شونده است ، در لغت به هر موجود منحرف کننده ، سرکش و اختلاف گر گفته می شود . شیطان با نام های ابلیس و خناس هم در قرآن مطرح شده ، ابلیس از « بلس » به معنای مایوس شده و خناس به معنی پنهان شده و باز پس رفته می باشد.

 با تحلیل مفهومی از واژه شیطان و خناس در خواهیم یافت که این دشمن حالت تهاجمی دارد و فاصله گرفتن او مبنی بر واکنش آدمی است که با یاد خدا صورت می پذیرد . شیطان دشمن قسم خورده و دیرینه انسان است که با اهداف خاصی به میدان می آید و مبارزه اش حساب شده است ، او از کمین گاه هایی که انسان در آن ها به دام می افتد آگاه است و به هیچ چیز جز به اسارت در آوردن آدمی قانع نیست . او در پی اغوای همه آدمیان جز مخلصان است.

قرآن به صراحت می فرماید: « ان الشیطن لکم عدو فاتخذوه عدوا…» 1 این که شیطان دشمن آدمی است یک مطلب است و این که انسان باید متوجه باشد و با هوشیاری او را دشمن خویش بگیرد و در مقابل او ایستادگی و واکنش از خود نشان دهد، مطلب دیگری است. در بسیاری از آیات قرآن کریم از شیطان به عنوان دشمنی آشکار نام برده است.  خصوصیات ومهارت های شیطان در به اسارت کشیدن انسان :

- زینت بخشی اعمال در نظر انسان2

- القای وسوسه 3

- تباه کردن و گسستن پیوندها 4

- راندن از پشت و زمامگیری از رو به رو 5

 - دستور دادن به منکرها 6

قرآن به صراحت می فرماید: « ان الشیطن لکم عدو فاتخذوه عدوا…» این که شیطان دشمن آدمی است یک مطلب است و این که انسان باید متوجه باشد و با هوشیاری او را دشمن خویش بگیرد و در مقابل او ایستادگی و واکنش از خود نشان دهد، مطلب دیگری است

 سیاست هایی برای مبارزه با شیطان

شیطان

 طبق آیات صریح قرآن انسان ابتدا باید نگهبان جان خویش باشد تا از شر دشمن ایمانی در امان باشد و در مرحله بعد باید واکنش مناسب در مقابل هر نوع وسوسه دشمن داشته باشد ، سپس استعاذه و استغفار را در درگاه خداوند ترک نکند. و در مرحله آخر پایداری و برخورد خصمانه با این نوع دشمن داشته باشد.

دشمن ایمانی دشمنی جدی است که ما چه بخواهیم چه نخواهیم با این نوع دشمن دست به گریبانیم، پیامبر اکر(ص) در این باره می فرمایند: «الا ان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه، و عرف عدوه فعصاه ; آگاه باشید! خردمندترین مردم بنده ای است که پروردگارش را شناخته ، فرمانش برد و دشمنش را شناخته ، نافرمانی اش کند .»7

 

2- یهود ، مشرک و کافر

در قرآن بیش از همه اقوام دیگر از بنی اسرائیل سخن گفته شده است و آن به علت شدت عناد و جهودشان نسبت به حق است، خداوند برای روشن و تبیین نمودن ابعاد دشمنی آنها با حق در آیات بسیاری از نعمت های مختلف الهی سخن گفته و سپس موضع آنها را در برابر این نعمت ها بیان کرده است که چگونه ناسپاس و بهانه جو هستند.

 در سوره مائده یهودیان به عنوان دشمن ترین دشمنان معرفی شده اند: « لتجدن اشد الناس عد وه للذین ءامنوا الیهود والذین اشرکوا…»

 از مشرکان نیز در آیه ۸۲ سوره مائده به عنوان دشمن ترین دشمنان معرفی شده اند; چنان که کفار هم طبق آیات صریح قرآن کریم هرگز خیرخواه اهل حق نبوده و نیستند ،8 در راه خدا موانعی را برای باز ماندن مسلمانان از این راه ایجاد می کنند ،9 سعی و تلاش می کنند که اهل حق را به کفر برگردانند ،10 علاقه مند به غفلت مسلمانان می باشند ،11 و نهایت سعی و تلاش خود را برای نابودی حق دارند. طبق آیه ۵۶ از سوره کهف، به طور کلی در سه آیه از قرآن کریم کافران به عنوان دشمن نام برده شده اند: نساء/ ۱۰۱، ممتحنه/۱ و صف /۱۴

 

۳- منافق

 منافق، کسی است که ظاهر و باطن او یکی نباشد و به اصطلاح «دورو» است . منافق اختصاص به اسلام ندارد بلکه آن دسته افراد دور از منطق و استدلال هستند که برای اغراض شخصی خود تا آن جا که شرایط اجازه می دهد کارشکنی می کنند ولی به دوستی تظاهر می نمایند.

خطرناک ترین دشمن چه در مجموعه اعتقادات دینی و مذهبی و چه در ناحیه معاشرت های اجتماعی دشمن ناشناخته است ، چرا که دشمن شناخته شده هر چند هم قوی و نیرومند باشد ، ضررش کمتر و خیانت او قابل دفاع و جبران است زیرا هویت او معلوم و سوء قصد او روشن است ، اما دشمن ناشناخته هر چه هم کوچک و ناتوان باشد چون نقابی از دوستی و محبت بر چهره دارد و شعار او شعار توده مردم است ; ولی زیر آن نقاب و لباس ظاهری، دلی مملو از کین و عداوت و خنجری زهرآلود و کشنده پنهان دارد و همواره منتظر فرصتی است تا به اغراض پلیدش جامه عمل بپوشاند. اسلام در طول تاریخ خود بیشترین ضربه را از منافقان خورده است. به همین دلیل است که قرآن سخت ترین حملات خود را متوجه منافقان ساخته است و بزرگ ترین اعلام خطر را درباره آن دسته از دشمنان داشته است که می فرماید: «هم العدو فاحذرهم»

خطر قشر «منافقین» برای اسلام و مسلمانان تا آن جاست که پیامبر(ص) در مورد نقشه های خائنانه آنها می فرماید: « من بر امتم نه از مومنان بیمناکم و نه از مشرکان; چرا که مومن ایمانش مانع ضرر او است، و خداوند مشرک را به جهت شرکش رسوا می کند ، ولی من از منافق بر شما می ترسم که از زبانش علم می ریزد و سخنانی می گوید که برای شما دلپذیر است، اما اعمالی (در خفا) انجام می دهد که زشت و بد است.»12 

خطرناک ترین دشمن چه در مجموعه اعتقادات دینی و مذهبی و چه در ناحیه معاشرت های اجتماعی دشمن ناشناخته است ، چرا که دشمن شناخته شده هر چند هم قوی و نیرومند باشد ، ضررش کمتر و خیانت او قابل دفاع و جبران است زیرا هویت او معلوم و سوء قصد او روشن است ، اما دشمن ناشناخته هر چه هم کوچک و ناتوان باشد چون نقابی از دوستی و محبت بر چهره دارد و شعار او شعار توده مردم است ; ولی زیر آن نقاب و لباس ظاهری، دلی مملو از کین و عداوت و خنجری زهرآلود و کشنده پنهان دارد

 سیاست اصولی دشمن برای مبارزه

 جنگ و عناد دشمنان همیشه شکل ثابتی نداشته است و شیوه های مختلف و متنوعی را برای پیکار و از پا درآوردن حریف خود، متناسب با اوضاع و شرایط مبارزه به کار می برند.

شیوه های مبارزه دشمنان سیاسی با دشمنان ایمانی از هم متمایز می باشد، هر چند هر دو هدف واحدی را دارند و آن به اسارت کشیدن انسان است و پر واضح است که باید شیوه های تدافعی هم در مورد این دو دسته با هم فرق داشته باشد .

دشمن خود

شیوه های مبارزه دشمنان سیاسی

الف) شکستن قداست رهبری با استفاده از حربه تهمت و افتراء . 13

  ب) ایجاد تردید و ابهام در بین مردم نسبت به حقانیت رهبری . 14

 ج) تحقیر و استهزای رهبری .15

 د) تهدید رهبری که انواع مختلف آن در قرآن بیان شده است  .16

 

 راهکارهای دشمن برای گمراه کردن پیروان حق :

 الف) تلاش برای گمراه کردن از طریق صرف هزینه های کلان .17

ب) اشاعه فساد ، نشر اکاذیب و پخش شایعات .18

ج) اختلاف افکنی و تفرقه انگیزی .19

د) محاصره اقتصادی .20

ه-) تمسخر و دست انداختن .21

و) تهمت های ناروا و اعزام عوامل نفوذی .22

 ز) ترویج فرهنگ استعماری ، تضعیف روحیه مسلمانان و تبلیغات سوء .23

 

 سیاست اصولی مبارزه با دشمن

 به طور کلی، سه اصل مهم در برخورد با دشمن وجود دارد: ابتدا دشمن شناسی است و آن چه بعد از شناخت دشمن در دفاع هوشمندانه نقش مهم و اساسی را ایفا می کند، شناخت راههای تدافعی آن می باشد که باید برای آموختن این شیوه ها به « قرآن و عترت » روی آورد که در تاریکی ها ، « نورالمبین » و در تنش های اجتماعی « حبل المتین » ودر طوفان های سهمگین حوادث « عروه الوثقی » می باشند و البته عترت پیامبر است که مفسر و مبین قرآن می باشد.

 اصل دوم طبق آیه ۶۰ از سوره انفال، هوشیاری و کسب اقتدار، مجهز شدن به مدرن ترین سلاح ها و آمادگی کامل در مقابل دشمن است.

و اصل سوم در برخورد با دشمن، ممنوعیت دوستی با دشمن است که بسیاری از آیات قرآن به آن اشاره کرده است: احتیاط در برخورد با دشمن ،24 عدم طرح دوستی با دشمن ، 25 ایمن ندانستن خود از وسوسه دشمنان ،26 عدم اعتماد در گفتن راز به دشمنان ،27 سازش ناپذیری در برابر دشمنان  28و پرهیز از دوستی با یهود و نصاری .29

خداوند علاوه بر هشدارهای فوق یک راهکار اصلی و اساسی به مسلمانان توصیه می کند و آن آراسته شدن به لباس صبر و تقوی است که آیه ۱۲۰ سوره آل عمران به آن پرداخته است: « ... ان تصبروا وتتقوا لا یضرکم کیدهم شیا…» نقطه پیوند صبر و تقوی و مصونیت از نیرنگ های دشمنان در این است که اولا این دو (صبر و تقوی) سبب:

نیرومندی در کارها ، 30 زدودن ترس و اندوه از دل ها 31 و نیز نزول امدادهای غیبی از جانب خدا برای صاحبان این دو فضیلت است . در این صورت است که تیرهای توطئه دشمنان به هدف اصابت نمی کند و نقشه های آنان ناکام می ماند.





آخرین مطالب ارسالی











Designer Mohammad Raiei And copyRights 2011