تبلیغات
اندیشه - قاتل شیطان کیست؟

اندیشه

قاتل شیطان کیست؟
موضوع:
دوشنبه 1 فروردین 1390 09:31 ب.ظ

 قاتل شیطان کیست؟ 

شیطان به مرگ طبیعی از دنیا نمرود،بلکه اورا می کشندودر آخرالزمان کشته می شود. حال چه کسی او را می کشد،اختلاف است.بعضی ازروایات می گویند:امام زمان (عج)وقتی ظهور می کند آن ملعون رامیکشد.امام صادق(ع)فرمودند:وقتی قائم ما قیام کند،می آید در مسجد کوفه شیطان هم می آید و به زانو در مقابل آن حضرت قرارمی گیرد و می گید:وای از این روز سختی که در کمین من است .در این موقع امام زمیان (عج) از موهای جلوی پیشانی او را می گیردو ان ملعون را گردن می زند.

در بعضی از روایات وارد شده که حضرت رسول (ص) کشنده شیطان است.امام صادق (ع) فرمود:«شیطان در زمان رجعت روی صخره بیت المقدس به دست حضرت رسول (ص)کشته و ذبح می شود.»

ونیز عبدالکریم خثعمی می گوید:از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود:«وقتی شیطان گفت:خدایا!مرا مهلت ده تا روز قیامت ،قبول نکردو در جواب آن ملعون فرمود:تو را مهلت می دهم تا وقت نامعلوم. و مراد ازآن وقت ،هنگام رجعت امیر المومنین (ع) به دنیا است .»

عبدالکریم گوید:از حضرت پرسیدند : آیا برای آن حضرت رجعتی است ؟فرمود:بله،هیچ امامی نیست،مگر آن که در وقت رجعت آن امام ،مومن و کافر اهل زمانش با او بر می گردند. تا مومنان را برکافران غالب و پیروز گردانند.

وقتی امیر المومنین (ع) با اصحاب خود رجوع نماید،شیطان هم با لشکرش حاضر شوند و وعده گاه جنگ آنها در زمین «روحا»که از زمین های فرات و در نزدیکی کوفه است،می باشد.

پس این دو لشکر می جنگند،به طوری که تا آن زمان چنان کشتاری انجام نشده باشد. آنگاه امام صادق (ع)فرمود:گویا اصحاب امیرالمومنین (ع)را می بینم که به پشت برگشته اند و از شدت و سختی صد قدم عقب رفته اند و گویا آنها را نگاه نمی کنیم که پاهای بعضی از آنها در آب فرات رفته است .

در این هنگام ملائکه خشم الهی از پشت آب ها فرومی آیند و جنگ به حضرت رسول (ص) واگذار می شود . آن حضرت در جلوی لشکر و حربه از نور در دست مبارکشان است؛ چون شیطان نگاهش به ان حضرت بیفتد . پشت کرده و بگریزد . یاران او وقتی که فرار او را می بینند می گویند:کجا می روی و حال آنکه بر آنها غالبی ، در جواب گوید من می بینم آنچه را که شما نمی بیند من از خداوند عالمیان می ترسم .

دراین هنگام،حضرت رسول(ص)به او حمله می کند و ضربتی بین دوکتف او می زند که به همان نابود می شود و لشکرش نیز هلاک خواهند شد. بعد از آن،خداوند عالمیان پرستش می شود؛در حالی که برای هیچ شریکی درروی زمین باقی نمیماند و عبادت همه خالصانه است. آنگاه امیرالومنین (ع)در زمین چهل و چهار هزار سال پادشاهی می کند ،وعمرها طولانی می گردد به طوری که از هر انسانی اولاد به وجود می آید.

اولین مخالفت شیطان با خلقت آدم (ع):

   شیطان درمیان فرشتگان مشغول عبادت بود تا  وقتی که خداوند اراده فرمود برای خود در زمین جانشین خلق فرماید . به ملائکه خطاب نمود که من می خواهم خلیفه ای در زمین قرار دهم،وآنان را ازمقصود خود آگاه نمود.

دراین هنگام ابلیس به وسط زمین آمد و فریاد زد که:ای زمین!من آمده ام تو را نصیحت کنم!

خداوند اراده کرده از تو پدیده ای به وجود آورد که برترین خلایق باشد و من می ترسم او خدا را معصیت کند و داخل آتش شود(ودرنتیجه تو داخل آتش شوی و بسوزی)وقتی ملائکه مقرب آمدند از تو خاک بردارند،آناه را به خدای بزرگ قسم بده از تو خاک برندارند .مخالفت اوبا آدم (ع)از همین جا شروع شد و تاکنون ادامه دارد و تا روز قیامت هم ادامه خواهد داشت . این اولین مخالفت اوبود.

از امیر المومنین (ع) نقل شده که ایشان فرمودند :وقتی خداوند متعالی اراده آدم (ع)را خلق کند خطاب به جبرئیل فرمود:مقداری از خاک از زمین بیاور تا خلقی جدید به وجود آورم که افضل موجودات و اشرف انها باشد.

جبرئیل به زمین آمد تا خاک بردارد (طبق تذکر شیطان) زمین نالید. و او را به خداوند قسم دادکه از خاک برندارد. ایشان هم برگشت داستان را گزارش داد. بار دیگر میکائیل و بعد از او اسرافیل را فرستاد. باز زمین آنان را قسم داد،آنها هم با دست خالی برگشتند.

برای بار چهارم ،عزرائیل را فرستادکه حتمااز خاک زمین بردارد.او که خواست خاک بردارد،باز زمین ناله کرد و او را قسم داد و هر چه ناله وفریاد نمود،تاثیر نکرد.عزرائیل گفت:من از جانب خدا مامورم تا کمی از خاک تو بردارم .او خاک را برداشت و برد که را از آن ساختند،(از این رو،خداوند قبض روح آدم را از آن دست عزرائیل داد،از این جهت ناله وگریه آنها هنگام جان دادن آدم در دل اواثر نمی کندو او ماموریت خود را انجام می دهد.)

وقتی آن خاک را با آب خالص و شور تلخ و بی مزه،مخلوط کردندو بعد از مدتی پیکر خاکی او را قالب زدند.شیطان قیافه او را مشاهده کردوبا خود گفت:این مخلوقی ضعیف است که از گل چسبنده به وجود آمده،و توی او خالی است.چیزی که توخالی باشد،احتیاج به غذا دارد وبه این ترتیب می توان او را گمراه و  منحرف نمود.

  ونیز گفت:اگر چه او بر من و همه موجودات فضیلت داشته باشد ،ولی من با او مخالفت خواهم نمود،و اگر روزی قدرت پیدا کنم او را هلاک می کنم. وگفت:اگر این موجود از من بالاترو شخصیت او مهم تر باشد،از او فرمان نخواهم برد ومطیع او نخواهم شد،واگر از من پاییین تر باشد،او راکمک می کنم و در مشکلات به فریاد او خواهم رسیدوبا او دوست و رفیق می شود.

شیطان سجده نمی کند:

وقتی خداوند به ملائکه خطاب کرد و فرمود:می خواهم در روی زمین خلیفه و جانشینی برای خود قرار دهم،ملائکه موافق نبودند.به خدا اعتراض کردندوگفتند:این که می خواهی خلق کنی ،در آینده خون ریز و مفسد خواهد شد.بعد از آن خداوند جواب آنان را داد،تسلیم شدند. به ایشان خطاب فرمود:وقتی خلیفه خودآدم(ع) را خلق کردم و از روح خود در آن دمیدم،همه شما دربرابر او سجده کنید.بعد از آن خداوند او ار خلق کرد و از روح خود در او دمیدو روح به دماغ آدم رسید،به حرکت آمدو نشست،عطسه ای زد و گفت:«الحمد ا...». خداوند در جواب او فرمود:«برحمک ا...».در این هنگام به ملائکه فرمان داد،تا برای اعتراف به مقام شامخ و رفیع او در مقابل وی سجده افتادندو مدتی در حال سجده بودند؛ولی شیطان که آن زمان در صف فرشتگان بود،از روی خود خواهی و غرور،به خداوند عرض کرد:خدایا!مرا از سجده کردن بر آدم معذور بدار.

خداوندا!من تو را چنان سجده کنم تا به حال هیچ ملک مقربی و نه هیچ نبی مرسلی سجده و عبادت نکرده باشد.

خداوند در جواب او فرمود:مراحاجت به عبادت تو نیست. من از تو می خواهم ،آن چه را که دستور می دهم انجام دهی،نه آن چه را تو می خواهی !

سرانجام قبول نکردو حسدی را که در قلبش بود ظاهر نمود. خداوند هم در مقام بازخواست ازاو، فرمود:چه چیز تو را بازداشت از آن که سجده نکنی بر مخلوقی که من او را با دست قدرت و عنایت خویش آفریدم؟!

چگونه شیطان داخل بهشت شد؟

بعد از این که خداوند آدم را آفرید و از روح خود در او دمید به ملائکه دستور دادکه او را سجده کند،همه سجده کردند،مگر ابلیس.سپس دستورخارج شدن از بهشت برای شیطان صادر شد. ملائکه هم به او حمله کردن،او از ترس جان خود فرار کرد و خود را مخفی نمود.اما بعد ازآن که او را از بهشت بیرون کردند ودیگر جایی در بهشت نداشت،چگونه و با چه حیله و وسیله ای بار دیگر داخل بهشت شد؟چه طور آدم و همسرش را فراری داد؟در این باره از بعضی بزرگان مانند ابن عباس مطلب در دست که بد نیست آن را نیز یادآور شویم .  

او می گوید:بعد از آنکه شیطان از بهشت بیرون شد،تصمیم قاطع گرفت که با هر نقشه و حیله ای که شده ،باز خود را به بهشت برساند و انتقام خود را ازآدم بگیرد.فکر کردکه از راه معلومی و عادی وارد شود،دید نگهبانان بر دربهشت هستند مانع او می شوند؛رفت کناری و به انتظار ایستاد.اول طاووس را دید،از اوخواهش کرد که او را داخل بهشت کند،قبول نکرد. در این بین ناگهان چشمش افتاد بر بالای دیوار،دید ماری بالای دیوار قرار دارد.(تا آن روز مار کی از حیوانات زیبا خوشرنگ بهشت بود. و مثل سایر حیوانات دیگر چهار دست و پا داشت .)شیطان جلو آمد وگفت:ای مار!مرا داخل بهشت کن تا اسم اعظم الهی را به تو تعلیم کنم.مار گفت:ملائکه،نگهبان در بهشت هستند تو را مشاهده می کنند و نمی گذارند داخل شوی.شیطان گفت:مرا داخل دهان خودکن وآن را ببندو به این وسیله مرا داخل بهشت کن،مار هم فریب او راخورد و همین کار را کرد و او را دهان خود جای داد-این بود که در میان دندان های مار سم پدید آمد؛چون جایگاه شیطان هم کار خوردرا کرد،آدم وحوا(ع) را وسوسه نمد تا فیب خوردند .گفت:اسم اعظم را که قول دادی به من تعلیم کن. در جواب گفت:ای مار!من اگر اسم اعظم را می دانستم،احتیاج به تو نداشتم که مرا داخل بهشت کنی-من با همان اسم اعظم داخل می شدم.

پاسخ داد:من از حیث عنصر و گوهر و ذات آدم(ع)برترم،کسی را یارای برابری با من نیست و هیچ موجودی به پایگاه رفیع و بلند من نمی رسد!من از گوهر فروزان آتش آفریده شده ام و اواز عنصر تیره و بی ارزش گل. پس روایست که مثل من در مقابل او سجده کند!

خداوند هم به خاطرسرپیچی از دستور و سجده نکردن بر آدم،او را ندا داد و فرمود:از میان ملائکه و بهشت پرنعمت و جاوید و سعادت ابدی من بیرون شو؛زیرا تو از مقام قرب و فغی که تاکنون داشتی،رانده گشتی.

(سوره ص آیه 78) «لعنت من هم تا روز قیامت بر تو باد.»

 





آخرین مطالب ارسالی











Designer Mohammad Raiei And copyRights 2011